ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

116

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )

الاسود * بن سام را دو پسر بود ، يكى را نام فارس بود و ديگرى را اهواز . پس هر دو برفتند ، كشور فارس را به وى بازخوانند ، و زمين خوزيان را جمله كورة الأهواز خوانند به نام اهواز بن الأسود . و نخستين عمارت دران ناحيت اهواز بوده است . و هركس كه درين جايگاه مقام گرفت سخن بران نوع گفت كه اكنون گويند در اين ولايتها ، اگرچه هم متغيّر باشد و زيادت . نورد * بن سام را دو پسر بود ، يكى را نام آذرباد و ديگر را ارميان * ؛ و ايشانند كه آذربادگان و ارمنيه به نامشان منسوبست . و نسل مردم اين هر دو زمين به آذرباد و ارميان ، ابناى نورد ، كنند - و اللّه أعلم . كرمان بن سام را پسرى بود ، نام او مكران . و به روايتى ديگر هست كه كرمان و مكران هر دو برادر بودند ، پسران نورد بن سام - و اللّه أعلم . هم برين شكل زمين مكران و كرمان به نام ايشان خوانند . و آرامگاه بدين كشورها ساختند . و در كتاب همدان و ديگرى خواندم كه همدان و اسپاهان هم از بناى پسرزادگان سام بن نوح است كه نام ايشان همين بود يكى را همدان و ديگرى را سپاهان ابناى سام بن نوح . و در ديگر جاى نديدم - و خداوند تعالى بدان داناتر است . به اخبار آل قحطان و سيل العرم و تفرّق بعضى از يمن بازگرديم چنين يافتم كه يمانيان بسيار گشتند . عبد الشّمس * بن يشجب بن يعرب بن قحطان را بر خود پادشاه كردند و او را سبا لقب كردند ، كه بسيارى برده و سبى آورد از بقيت عاديان و ديگر جايها ، چنان كه گفته شود . و اين سبا در عهد قيدار * بن اسمعيل بن ابراهيم ، خليل الرّحمن عليهم السّلام بود ، جدّ پيغامبر ما صلوات اللّه عليه . و او را ده پسر بود كه قبيله‌هاى يمن بديشان بازخوانند . و نام ايشان : حمير ، الأزد ، كنده ، مذحج ، أنمار ، بجيله ، خثعم ، غسّان ، جذام ، لخم ؛ و بزرگترين همه حمير بوده است . و نسب بيشترين اعراب بدين فرزندان كشد معروف ، چون بنى كنده و بنى لخم و بنى الازد و غير آن . و حميريان را به حمير بن سبا نسبت كنند . پس چنان افتاد كه در عهد حسن الحميرى سيل العرم بيامد ، و پيش ازان به روزگار دراز زنى كاهنه ، نام وى طريفه ، به سخنان سجع ، چنان كه عادت باشد ، ايشان را خبر داده